--------------------------------------------------------------------------------------------

نیم روز یک واقعه داستانی

سال ۱۳۵۵

کودک تنهایی مادرش را خواب  دید

و زود تر از آینده ،همه تخم مرغ ها را در سبد بزرگسالی گذاشت

نیم روز یک واقعه داستانی

 هنوز هم دوست داشتن تعریف نشده 

 وخط کش های مسی  ارتباط را در کابلهای نوری معنا می کنند

اینترنت،تلفن همراه  و فرسنگها دروغ و جادو

ما ازسایه های هم می گریزیم

 با لباسهای بنفش  ورم کرده  در افتاب

نیم روز خاطره و شهوت

سال ۱۳۸۰

چه زود گذشت  لحظه های در هم آمیختن

وچه زود خاطره شد

 برآمدگی کوهانی شکم چسبیده ام بر شلوار

کودک آماسیده ام چه زود بزرگ شد

 وچه زود رنج خواهشهایش در من تراوید

نیم روز یک واقعه داستانی

سال ۱۳۸۶

سلولهای جنینیم امروز دیگر از من قصه و خاطره می خواهند

 و راز تنهایی در خوابهایم گم شده

 نیم روز یک دوست داشتن تلخ

سال ۱۳۸۷

 ما باد کرده ایم از سایه های خود

 و سایه ها خلاصه شده اند در حسرت سوخته امواج کابلهای نوری

 نیم روزی دیگر

سال ۱۳۸۸

 کودک دیروز  امروز مادرش را در تنهاییش خواب می بیند

 واقعه  یک روز داستانی

 همه چیز ادامه دارد...

 سپیده دم  ۱۳فروردین ۸۸  ( می توانست همه چیز بهتر ازاین باشد)